ناصر الدين شاه قاجار
فهرست 13
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى )
روى خاك و همهء مردم يك دفعه خنديدند ، مرد كه ، خفيف شده ايستاد ، يك طرف خفت ، طرف ديگر ريختن زردآلوها ، با تعقيب و تفكر زياد به زمين و زردآلوها نگاه مىكرد ، من به صنيع الدوله گفتم تمام پول زردآلو را بده و حكم به غارت زردآلو بكن ، همينطور شد ، يك دفعه زن و مرد زيادى كه ايستاده بودند تماما ريختند روى زردآلو و فورا همه را جمع كرده خوردند و اين عمل همه يك خندهء ديگرى به مردم داد . ( ص 244 و 245 ، از پاراگراف دوم سطر چهارم ) به ياد جنگهاى ايران و روس . . . . اينجا اول درياچه گوگچه ييلاق است . . . . . درياچه بسيار باصفا بود . . . مه از روى آب و كوهها برمىخاست ، بسيار باصفاو مهيب بود ، باران هم آمد . . . . . تا رسيديم به ده چوپوقلو كه در آخر اين درياچه واقع است . . . . . . نزاع ايران و روس در سر همين مراتع و اين ده برخاسته است ( ص 73 و 74 ) . . . يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد شهر ورشو شديم . . . . حاكم نظامى شخصى است كوتاه قد و ريشهاى سفيد در گونهها دارد و چانه را مىتراشد ، چشمها كبود ، بسيار كوتاه است ، هشتاد سال دارد ، مىگفت در ايام فتحعلى شاه ، براى رد اسراى روس با ايلچى كه آن وقت مأمور ايران بود به اصفهان رفتهام ، تهران را ديدهام ، پنجاه سال درست قبل از اين ، اسم اين شخص كنت دكوتز بود ، در حقيقت فرمانفرماى لهستان روس است . وصف طبيعت : آنچه از دست نوشتههاى ناصر الدين شاه مستفاد مىشود اين نكته است كه وى به طبيعت بسيار علاقمند بوده و تجسمى كه از طبيعت به دست خوانندهء علاقمند مىدهد